

امام رضا
زخمی تر از همیشه تو را داد میزنند
این آهوان خسته که فریاد میزنند
صحرا غریبه است و پر از دامهای مرگ
هر جا نگاه میکنی انگار پای مرگ
اینجا کسی برای کسی سرپناه نیست
رحمی که نیست، کشتن آهو گناه نیست
هر کس برای خاطر خود صید میکند
ضامن که نیست، هیچ کسی دادخواه نیست
اینجا مسائلی است که دیگر عجیب نیست
گرگ از شکار کردن خود روسیاه نیست
حالا که هیچ راه فراری نمانده است
غیر از حریم امن شما بارگاه نیست
حالا منم که رو به ضریحت نشسته ام
زخمیتر از همیشه و تنها و خسته ام
آماده میشوم که دلم را برای صید...
در دام عشق افکنی ام تا برای صید
دل بر ضریح عشق تو تنها گره زدم
خود را به تو حقیقت زیبا! گره زدم
دستی بکش تو بر سر آهوی خسته که...
از دامهای این همه صیاد رسته که...
التماس دعا

:: بازدید از این مطلب : 847
|
امتیاز مطلب : 219
|
تعداد امتیازدهندگان : 53
|
مجموع امتیاز : 53